X
تبلیغات
دانشگاه آزاد اسلامي واحد فردوس

دانشگاه آزاد اسلامي واحد فردوس

...........................................آن روي سكه ..........................

با سلام امروز ميخوام آمار نظر سنجي رو براتون بزارم.

خوش به حال آقاي شهابي خر اول شد.دمت گرم حميد اين همه محبوبيت  و از كدوم الاغ به ارث بردي.

حميد الان وقتشه بزاري بري.پالونتو بردار و بكن.

يك خبر ديگه اينكه انجمن علمي هم برگزيده شدند اميدواريم كه بتونن يه گه هاي بخورند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:42  توسط كلاغ سياه  | 

بسمي تعالي

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت دانشجويان عزيز اميدوارم كه سال تحصيلي جديد را با موفقيت شروع كرده و ترمي پر بار پيش رو داشته باشند.شرمنده يه مدتي درگير انتخاب واحد و حذف اضافه و از ابن جور كارها بوديم و نمي تونستيم وبلاگ رو بروز داشته باشيم.      مديريت كلاغ

در ابتدا خوش امد مي گوئيم به برادر جانباز جناب آقاي عباسي عزيز اميدوارم كه امدن به اين واحد باعث

پشيمونيشون نشده باشد.

ولي ناگفته نماند ايشون يه ادمي  لجوج ، عصباني ، يك دنده ، سخت گير ، كلا ادمي تخمي هستند

بنا به اطلاعاتي كه به دست ما رسيده.(در ضمن اقاي عباسي مجرد بوده و دنبال زيد ميگرده) از اين رو

تصميم گرفتيم كه چندتا عكس از ايشون روي وبلاگ بزاريم البته از موقع بچگي استاد اگه از الان ايشان عكس داريد براي ما بفرستيد. متشكريم مديريت كلاغ

 

از دانشجويان عزيز تقاضا داريم كه مطالب

بيشتري براي مابفرستند.در ضمن نظر يادتون نره.

 

براي اگاهي از آمار و ارقام وبلاگ و شركت

در نظرسنجي به پايين صفحه  برويد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 17:10  توسط كلاغ سياه  | 

کلاغ هر زمان که حرفی برای گفتن باشد به پرواز درمی آید


نظر به اینکه کلاغ شده جای تصفیه حساب بعضی از دانشجویان تصمیم گرفتم به این دانشجویان عزیز یادآوری کنم که کلاغ فقط و فقط جهت تصحیح اوضاع دانشگاه بوجود آمده است ، نه تصفیه حسابهای شخصی.

پس چنانچه دوباره ببینم دانشجویان عزیز اقدام به تصفیه حسابهای شخصی خود نموده اند در سایت از آنها اسم برده خواهد شد(پَت همتونو میریزم روی آب) پس ازتون خواهش میکنم که دیگه تکرار نشه.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 19:21  توسط كلاغ سياه 

نظر یکی از دانشجویان عزیز:

من دانشجوی رشته پرستاری هستم دانشگاه ما رشته پرستاری رو در حالی جزء رشته های ارائه شده قرار داده که کوچکترین امکاناتی برای ما نداره. دریغ   از یک آزمایشگاه ساده( یعنی ما برای هیچی پول می دیم.) از استادا هم که نپرسید همشون یه مشت دکترن، دکترا هم کی دلشون به حال پرستارا سوخته که حالا دومیش باشه. با این وجود مسئولای دانشگاه بخصوص آقای شهابی فر و ابراهیمی شدیداً تلاش می کنند تا استاد نامور رو از درس دادن تو دانشگاه نا امید کنند و آخرین استاد خوبی که برای ما باقی مونده رو ازمون بگیرند . می خوام بگم شما که عرضه اداره کردن یه گروه دانشجو رو ندارید و حتی نمی تونید استاد بیارین بیخود می کنید این رشته رو ارائه می دین.

چنانچه هر کدام از دانشجویان از هر رشته ای گله یا شکایتی دارن میتونن با کلاغ در میان بذارن

کلاغ متعلق به تمامی دانشجویان هستش

لطفا نظر یادتون نره


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 18:29  توسط كلاغ سياه  | 

آیا میدانید که آقای دهقان هم بله .........

جناب آقای دهقان ، مسئول نسبتاً محترم بخش امتحانات دانشگاه آزاد اسلامی واحد فردوس ، یک سری مسائلی هستش که میخواستم بهتون بگم که هیچ دانشجویی جرائت گفتن اونا رو نداره.

جناب آقای دهقان، آیا میدونید قانون برای تمامی افراد یکسانه؟؟؟

جناب آقای دهقان، آیا میدونید قانون بین دانشجوی بومی و غیر بومی فرقی نمی زاره؟؟؟

جناب آقای دهقان، آیا میدونید قانون برای فامیل و غیر فامیل یکیه؟؟؟ قابل توجه آقای دادخواه و قوم عزیزشون جناب آقای (م.م)

جناب آقای دهقان، چرا دانشجویان بومی می تونند تقلب کنن ولی دانشجویان غیر بومی و نا آشنا به محض اینکه سرشون رو برگردونن دهنشون سرویسه ، برگشون رو میگیرین،تذکر میدین ، تقلب محسوب میشه یا برخورد میکنید و...؟؟؟(قابل توجه سایر مراقبین)

جناب آقای دهقان، چرا اگر با بعضی از اساتید لج هستید سر دانشجویان ....؟؟؟

چرا...

و هزاران چرای دیگر که میدانم ولی گفتنش در این وبلاگ صحیح نمی باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 13:18  توسط كلاغ سياه  | 

سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دانشجویان اساتید محترم و کارمندان عزیز

کلاغ پر کشید

اینبار کلاغ با کادری جدید در خدمت شماست

شرمنده اگه مدتی در خدمتتون نبودم

من چون داشتم از این دانشگاه فارغ التحصیل می شدم دنبال یک جانشین مناسب توی دانشگاه می گشتم که هنوز موفق نشدم .

البته هنوز با این دانشگاه کار دارم.

دنبال یک مصاحبه توپ با جناب آقای دهقان هستم. از کارمندای عزیز، دانشجویان و اساتبد گرامی تقاضا می کنم که اگه مطلب خاصی هستش حتما توی نظرات درج بکنن.

اما نظرات شما عزیزان:

 

نویسنده: یه دانشجو شاکی

سه شنبه 28 خرداد1387 ساعت: 13:0

آقا من هم با تمام حرفهای شما موافقم
نمی دونم این فردوس چی بود که ما هم اومدیم اینجا- حالا از و ضعیت بد این دانشگاه بگزریم که دلمون خونه اونم اقای غفاری که تا اسمش میاد همه میگن به به
اصلا حیف ما که اومدیم اینجا !!!!!!!!!!!!!!!!
راستی این خبر دانشگاه زنجانم خیلی جالبه !!دوست دارم این آقایون دانشگاه خودمون هم دستشون رو بشه

این لینک فیلم ضایع شدن آستاد مددی دانشگاه زنجان حتما ببینیدش اگه مظلبم هم جالبه رو وبلاگ بزار همه بفهمن وضعیت دانشگاههای ما چیه این فردوسم دسته کمی نداره ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حتما این فایل رو دانلود کنید:

http://rapidshare.com/files/122572988/Madadi.3gp

 

نویسنده: استاد محمد بنا

دوشنبه 17 تیر1387 ساعت: 21:38

سلام و خسته نباشید از تمام زحمات کلاغ عزیز

اگه میشه یک مصاحبه با دانشجویانی که با پارتی و وساطت اقوام و سفارش افراد خانواده می توانند 1) نمرات عالی بگیرند 2) اتومبیل شخسی خود را در جایگاه ویژه خودروهای مسوولین پارک کند 3) بعد از اعلام نمرات با قدرت تمام ورقه را بیرون می کشد و استاد را مجبور به اعطا نمره می کند 4) سهمیه برنج و روغن دانشجویان را به طور آزاد می فروشد. و همیشه پشت سر جواد درک مخفی می شود

نویسنده: eshpil(ایشپیل)

سلام

با اینکه نظری نداشتم ولی با اصرار برو بچ من هم نظر میدم
در مورد امتحان شبیه سازی دکتر صادقی(چاقال) که چند بار فرمودند که در امتحان به هیچ عنوان سوالات انگلیسی نمی اورند (بااینکه بر خلاف میلشان هست به دلیل اینکه ایشان از بچگی 2 زبانه بودند و از 6 ماهگی در کلاسهای زبان زحمت می کشیدند) باز هم مثل اهتحان زبان تخصصی که قرار بر تستی بود و در اخرین لحضات طراح محترم دیدن که ریدن و کار ایشان نیست.
دیدید که امتحان مملو از سوالات انگلیسی بود.لطفا در این مورد با دکتر مصاحبه ای ترتیب دهید. باتشکر از زحمات شما

نویسنده: پدر

چهارشنبه 5 تیر1387 ساعت: 15:45

از رییس انجمن علمی کامپوتر جهت ارائه سرویس خوب به مسوولین درجه 1 الی آخر هم تشکر کنید.ایشان از وقتی به این منصب رسیدن هیچ یک از مسوولین پایشان عرق سوز نشده.همیشه دستمال به دست حاضرند
البته مسوولین که بی جواب نمیگذارند و ایشان به گفته خودشان همیشه الف (ِA )هستند.دانشجویان هم تشکر کنند.

نویسنده: پدر

چهارشنبه 5 تیر1387 ساعت: 15:39

سلام
فرزندم کلاغ یک یادت رفت که از بازرسینی که زحمت کشیدند و آمدند تشکر کنی.
بازرس آمد تو سلف به اتفاق تمام مسوولین تراز اول(حمید جون:حسین علف:جواد درک: و.....(بقیه دستمالین))و از دانشجویان پرسد وضیعت سلف چطور هست
.
نا گفته نماند که قبلش آقای علف بازدید داشتند.در ضمن برنامه غذایی تغیر کرده بود

دوستدار تو پدر

نویسنده: یه بدبخت که اسیر فردوس و دانشگاه مزخرفش

شنبه 1 تیر1387 ساعت: 21:2

با سلام.
از محل دانشگاه آزاد اسلامی واحد فردوس در خدمتتون هستیم. امروز اولین روز امتحانات بود. بنده به عنوان خبرنگار اجباری! حضور داشتم. امتحانات قانونمند جهت سنجش بار علمی آینده سازان مملکت با تلاوت فریاد نحس مسئول امتحانات این دانشگاه که دانشجویان را به شتافتن به سوی صندلی های خود جهت سنجش سطح معلومات بسیاری که در طی ترم به آنان آموخته بودند، فرا می خواند، با 10 دقیقه تاخیر آغاز گردید! عده ای از دانشجویان هم تازه متوجه شدند که تاریخ و ساعت بعضی از امتحاناتشان تغییر کرده است و با دل های شکسته از اندوه عدم برگزاری امتحان راهی خوابگاه شدند
.
در طی برگزاری آزمون آنچه بیش از همه جلب توجه می کرد نگاه های مشتاق و پر محبت صدها مراقب به دانشجویان بود. اما نکته ای که در پایان امتحان بنده را متعجب ساخت قدرنشناسی تعدادی از دانشجویان دختر بود که در پایان امتحان اذعان می نمودند که از نگاه های غیر مراقبانه!ی تعدادی از مراقبان شاکی هستند
.
هیچ عامل بازدارنده ای که موجب برهم زدن آرامش دانشجویان شود پیش نیامد جز پریدن ترتیبی فیوزهای دانشگاه! که هر لحظه برق یکی از قسمت های دانشگاه را دچار اختلال می کرد و کارمندان وظیفه شناس و دلسوز را از بازداشته شدن از فعالیت دلخور می کرد. البته شک محتملی بر این پیش آمد که شاید اجماع خبرنگاران کلاغ نیوز بر روی سیم های اعصاب! ببخشید! برق دانشگاه باعث این مساله شده باشد اما این شک در همان لحظات اولیه به یقین عدم درستی منجر شد
.
ممنون از توجهتان

خبرنگار خبرگزاری کلاغ نیوز
دانشگاه آزاد اسلامی فردوس
کلاغ سفید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:58  توسط كلاغ سياه  | 

حرف دل

چرا واسه برگزار کردن یک کلاس حل تمرین که توافقی بین دانشجویان صورت می گیرد دانشگاه مخالفت میکنه و استاد و بچه هارو به حراست میکشه.(اخه این چه دانشگاهیه متاسفم واسه اونایی که میگن ما از این واحد راضی هستیم)

چرا واسه گرفتن یک برگه اشتغال به تحصیل پنچاه دفه بریم پیش رئیس ،حسابداری،آموزش که چی بشه.(اخه این کاغذ بازیها واسه چیه).

زبان حال دانشجویان غیر بومی:

ای کاش من هم یک فردوسی بودم اونوقت :

- هر جور که دلم می خواست شهریه ام رو میدادم.

- هرچه قدر وام میخواستم بدون ضامن می گرفتم.

- هروقت که دلم میخواست میرفتم سایت و اینترنت استفاده می کردم.

- هروقت که دلم میخواست میرفتم و ژتون نهار،شام،قند،روغن و برنج میگرفتم.

و ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 19:40  توسط كلاغ سياه  | 

سلام و خسته نباشید خدمت تمامی دانشجویان ، اساتید و کارمندان محترم

قبلاً بهتون یک قول داده بودم و اونم اینکه یک مصاحبه درست و حسابی با جناب آقای دکتر صادقی داشته باشیم.

خوب البته چون خودم وقت نکردم یکی از دوستان (به نام "دانشجو") لطف کردن و واسه من این مصاحبه رو انجام دادن . از ایشان تشکر می کنم . اگه لطف بکنه id ش رو بده که با هم خصوصی صحبت کنیم.

اولاً از اینکه دیر شد ، ببخشید.

ما خیلی وقته که دنبال استاد صادقی هستیم ولی ایشان حاضر به مصاحبه نشدند.

البته خوشحال باشید ، چون ما بلاخره ایشون رو توی یک کوچه بن بست گیرشون انداختیم و هرچی سئوال داشتیم از ایشون پرسیدیم.

 

کلاغ: سلام علیکم جناب آقای دکتر

دکتر صادقی: اسلام علیک یا ابا عبدالله سلام بر 72 پروانه ، سلام بر آنان که با خون خود نهال اسلام را آبیاری کردند تا این نهال تبدیل به درخت بشه و من از بالای درخت برای شما نارگیل بندازم.

کلاغ : ببخشید جناب آقای دکتر شما استاد ادبیات هستید یا استاد کامپیوتر؟؟؟!!!

پروفسور صادقی : خوب راستشو بخواین من استاد زبان انگلیسی هستم نه استاد ادبیات و نه استاد کامپیوتر ، البته چون سر رشته ای راجع به کامپیوتر نداشتم تصمیم بر آن گرفتم که حداقل کمی در مورد زبان و ادبیات فارسی تحقیق داشته باشم .

کلاغ: پس بگو وقتی سر کلاس هستی درست مثل این معلم های ادبیات فارسی کتاب رو دستت میگیری و از روی کتاب شروع می کنی به خوندن و فقط وفقط به دانشجویان میگی: "یادداشت فرمایید..."

یک سئوال دارم ازت تورو خدا راستشو بگو؟؟

اول بگو راسته که میگن اگه کتاب رو ازت بگیرن یا اون جلسه درس نمی دی یا کوئیز می گیری؟

علامه دهر صادقی: آره درست.

کلاغ: خوب می خواستم بدونم چرا.

 علامه دهر صادقی: خوب جوابش واضحه !!! چون اگه کتابو از من بگیرن دیگه هیچ مطلبی ندارم که بگم. پس چی فکر کردین ، فکر کردین من هر چیزی که می گیم از خودم می گیم. نه کلاغ جان نه.

سخت در اشتباهی. من اگه کتاب نباشه حتی 5 دقیقه هم نمی تونم درس بدم.

پس چجوری 2 ساله داری توی این دانشگاه درس می دی؟؟؟!!!

فیلسوسک صادقی: اینم جوابش معلومه. چون استاد دیگه ای ندارن و مجبورن منو بذارن. ان شاالله از ترم بعد که رضا (منظورش استاد مغانیه) رفت خودم مدیر گروه میشم و قول میدم همتونو بدبخت کنم و دهن همه دانشجو ها و کارمندها رو سرویس کنم.

کلاغ: به عنوان یک پیشنهاد می خوام بگم اگه تو نیای سر کلاس و فقط منبع درسیتو معرفی کنی بهتر نیست؟؟

بهروز جان صادقی: ای بابا یک چیزی میگی دیگه کلاغ جون!!! پس اون موقع چجوری ساعت درسی کامل کنم و از کجا و به چه بهانه ای پول از دانشگاه بگیرم.

کلاغ : خوب آخه این پولا خوردن نداره (بابا حلال نیست)

بهروز: از این حرفا نزن کلاهمون میره توی هم.

کلاغ : چقدر از کامپیوتر بارته؟؟!! یعنی چقدر با کامپیوتر کار کردی؟؟!!

بهروز جون : خوب من تا حالا فقط و فقط با یک نرم افزار کار کردم و تا حالا محیط هیچ نرم افزاری رو که درس می دم ندیدم مگه اینکه سر کلاس درس که دارم همون نرم افزار رو درس می دم. (البته بین خودمون بمونه کلاغ جون یواشکی می رم از روی کامپیوتر یکی از دانشجوها که نرم افزار رو اجرا کرده نگاه می کنم و محیطش رو می بینم).

کلاغ : پس چرا درسی رو که بلد نیستی قبول می کنی و درس می دی ؟؟!! اصلاً بگو ببینم چرا همه درسهای سخت این دانشگاه رو تو ور می داری؟؟!! 2-3 استاد دیگه هم که هستند. پس چرا اونا این درسهای سخت رو ور نمی دارن.

بهروز: خوب مشخصه منو خر گیر آوردن ، اول ترم که میشه استادای دیگه ، چون ترم های قبل و یا در دانشگاههای دیگه این درسها رو درس دادن و می دونن که خیلی سخته درسهای سختو قبول نمی کنن و دوتا هندونه میذارن زیر بغلم منم که مثل چی خر میشم، حالا بیا نگاه کن.

کلاغ : پس چرا سر کلاس همش گنده میای و میگی من نمی زارم که استادای دیگه که سطح علمیشون از پایینه این درسای سختو بردارن ؟؟!!! تو که خودت سطح علمیت از یک دانشجوی ترم اول کاردانی کتمره ؟؟!!

بهروز جیگر: خوب دیگه، من یک مشهدیم دیگه؟؟!! مرام مشهیدیا رو هم که خودتون می دونین دیگه؟ هر کار بکنی از رو نمی رن.

کلاغ: این درسته که شما سر یکی از کلاساتون ادعا کردین از استاد دانشگاه فردوسی و دانشگاه آزاد مشهد (دکتر احمدی دلداری)هم بهتر درس میدین؟؟!!

بهروز دات کام: بلههههههههههههه ، خوب اینکه معلومه من از دکتر سپیدنام هم بهتر درس می دم!!!

کلاغ داره چشماش از حدقه در میاد و دوست داره سر دکتر صادقی رو گوش تا گوش ببره ولی به دلیل محبوب بودنش بین دانشجویان این کارو نمی کنه.

بهروز دات نت : چیه کلاغ ، چرا رنگت قرمز شد؟؟؟!!!

کلاغ : هیچی ولش کن.

راجب مدرکت بگو تو چجوری تونستی تا اینجا پیش بیای بگیری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

خوب البته چون من زبان انگلیسیم خوبه در آزمون فوق قبول شدم. ولی نمی دونی چقدر سخت بود تا اینکه تونستم فوقم رو بگیرم.(به دانشجویان عزیز هم توصیه می کنم که اگه می خوان پیشرفت کنن طرف کامپیوتر نرن ، مثل من زبانشون رو قوی کنن)

کلاغ : زیاد تند نرو، من منظورم این بود که تو چجوری توی آزمون کاردانی قبول شدی؟؟!!

بهروز دات : خوب راستشو بخوای من 53 کلاس کنکور واسه کاردانی رفتم.33 معلم خصوصی گرفتم. 7 سال پشت کنکور کاردانی بودم تا بالاخره تونستم توی آزمون کارشناسی پیوسته کامپیوتر قبول بشم.

کلاغ : ارشد چجوری قبول شدی.

بهروزی : 98795687 کلاس کنکور ...99999... استاد خصوصی و n سال هم پشت کنکور بودم ، قبول نمی شدم. تا اینکه یک از خدا بیخبر سر جلسه کنکور کنارم افتاد و همه سئوالا رو به من گفت و من هم قبول شدم. البته باید بگم که تا اینکه ارشد رو گرفتم 23 سال طول کشید.

کلاغ: این درسته که تو دانشجویی که واست کاری انجام بدی بهش نمره می دی؟؟؟!!!

بهروزززز: خوب البته ، همینجا هم از تمام دانشجویانی که می تونن واسه من کاری انجام بدن تقاضا می کنم اگه نمره می خوان هرچه سریعتر خودشون بیان جلو. مخصوصا اینایی که ماشین دارن ، من هر هفته دارم می رم مشهد . از دانشجویانی که مسیرشون می خوره یا نمی خوره تقاضا می کنم اگه جا دارن من تا مشهد دنبال ماشینشون بدوم. قول می دم بهش نمره بدم.

کلاغ: میدونی منفور ترین فرد دانشگاه بین اساتید دانشجویان و کارمندان تو هستی ؟؟؟!!!

و می دونی همه که همشون دوست دارن که دست از سر این دانشگاه ورداری و بری؟؟؟!!!

بهروز: خوب البته که می دونم.گفتم که من از این حرفها پررو ترم .فکر کردین من به این راحتی ها دست از سر این دانشگاه بر می دارم؟؟؟!!!

کلاغ : من اگه بدونم کی به تو مدرک دیپلم داده سرشو از گردنش جدا می کنم چه برسه به ارشد کامپیوتر.

خوب بهروز خان به عنوان سئوال پایانی می خواستم بگم نمونه سئوال از درسهات نداری که بگیریم و بدونیم کدوم قسمت کتاب رو باید بخونیم ؟؟!!

بهروز : اگه از ترم بالایی های سئوال کنی می فهمی که سئوال های من چجوری .

امتحان های من دو حالت بیشتر نداره:

1- یا یک سئوال میدم میگم کل جزوه را به طور کامل شرح دهید و از هر کدام از قسمتها 17 مثال بزنید.

2- حالت دوم اینه که من 20 سئوال 7 قسمتی میدم و میگم و میگم برای هر قسمت به طور کامل شرح دهید با ذکر 35 مثال برای هر قسمت.

کلاغ: حرف دیگه برای گفتن نداری؟

بهروز : فقط یک خواهش دارم دانشجویان و کارمندان عزیز. اونم اینه که اینقدر پشت سر من حرف نزنین و سعی در بیرون کردن من از این دانشگاه نداشته باشین.من سریش تر از این حرفها هستم که بخوام به این راحتی ها این دانشگاه رو ول کنم . تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دارد.......

کلاغ: فقط من در پایان ازت یک خواهش دارم. البته این خواسته من نیست، خواسته تمامی دانشجویان و کارمندان دانشگاهه : اینم اینکه خالصانه و ازت التماس می کنم که از این دانشگاه برو.

جناب آقای صادقی : حالا ببینم چی می شه !! راجبش فکر می کنم.

کلاغ: ممنونم از اینکه در مصاحبه زورکیمون شرکت کردین.

بهروز کامپیوتر: خواهش.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 19:4  توسط كلاغ سياه  | 

نظرات شما دوستان:
از طرف: "حرف حق"
سلام دوست من ..........
من می خواستم بگم که برای استاد محمدی که استاد درس های برنامه نویسی هم مطلب زیاد است می دونید چرا؟
خبر خبر یکی از هفت کوتوله سفید برفی فرار کرده و الان در دانشگاه مشغول درس است .....توجه توجه هر که این کوتوله (محمدی) را پیدا کرد به منزل سفید برفی تماس حاصل نماید در ضمن این کوتوله فراری صدایش از زیر کتش در می آید و اصلا انگار نون نخورده.....درس دادن هم بلد نیست و همه درس های برنامه نویسی راخراب کرده........مدیر محترم وبلاگ لطفا هر چه زودتر ما را از دست این قاتل روانی نجات دهید خدا خیرتان دهد ما که هر چه نالیدیم اثر نکرد شما کاری بکن...ممنونم
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 16:56  توسط كلاغ سياه  | 

چرا در دانشگاه ما وقتی چند تا دکتر وجود دارد اون وقت این مرتیکه... باید سرپرست باشد.!ما رئیس نداریم به کی بگم!!!!!!!!!!!

جناب اقای دهقان به شما هم خسته نباشید عرض میکنم امیدوارم در این ایام فرجه ها حسابی خودتو اماده ی تقلب گرفتن از بچه ها کرده باشی مرد حسابی مگه بهت پول میدن که اینجوری چشماتو خیره می کنی که یه تقلب بگیری!دیگه نبینم تقلب گرفتی باشه پسر خوب و الا.....

بر ان شدیم که منفورترین استاد وکارمند را بگزینیم البته با نظرات شما پس منتظر مطالب بعدی ما باشید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 18:36  توسط كلاغ سياه  |